محمد تقي جعفري

7

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

استوارترين آنها چنگ زدو از طنابهاى نگهدارنده به محكمترين آنها درجهء يقين او همانند نور خورشيد پر فروغ گشت و نفس خود را فقط براى خدا بر پاداشت - در بزرگترين اموراز صادر نمودن هر چه كه به او وارد شود و برگرداندن هر فرعى به اصل خود . چراغى است در ظلمات و كشف كنندهء تاريكىها و شبهات كليدى براى گشودن ابهامها و بر طرف كنندهء دشواريها او راهنمائى است در بيابانهاى [ بىسر و ته مسائل حيات ] سخن مىگويد آن را مىفهماند و سكوت مىكند سالم مىماند اخلاص به خدا مىورزد و خداوند سبحان او را بمقام مخلصين نائل مىسازد [ اين رشد يافته ] از معادن دين خداوندى و مانند ميخهاى محكم از عوامل نگهدارندهء ارزشها ] در زمين او استخود را بر عدل و دادگرى ملزم نموده و نخستين عدل وى در بارهء خويشتن ، نفى هوى و اميال از نفس خود مىباشد حقّ را توصيف و عمل بر حقّ مىنمايدبراى خير [ و كمال ] هيچ نهايتى را رها نمىكند مگر اين كه قصد وصول به آن را در درون خود دارد و هيچ مورد گمان خير و رشد را از دست نمىدهد مگر اين كه قصد رسيدن به آن دارد كتاب الهى را بر مهار خود مسلَّط ساخته است به همين جهت قرآن است كه رهبر و پيشواى او است در هر جا كه بار دستورات آن كتاب آسمانى حلول كند ، در همان جا فرود مىآيد و هر جائى كه آن نامهء ربوبى نزول كند ، منزل مىگزيند . صفات منحرفين - انسانى ديگر نيز وجود دارد كه نام عالم به خود گرفته و عالم نيست ، [ اين نابخرد ] نادانىهايى را از نادانان و گمراهيهائى را از گمراهان كسب كرده دامهائى از طنابهاى فريبا و گفتار بىاساس پيش پاى مردم گسترده است كتاب الهى را بر آراى [ باطل خود ] حمل و تأويل نموده و حقّ را بر هواهاى خويش برگردانده است مردم را از حوادث يا خطاهاى بزرگ ايمن نموده و گناهان بزرگ را بر آنان ناچيز